دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences

۲۸ صفر رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد ۲۸ صفر رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۸/۲۷ | 
روابط عمومی معاونت تحقیقات و فناوری، 28 صفر سالروز رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سالروز شهادت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) بر مسلمانان جهان تسلیت باد.
 پیامبر اکرم(ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت[۱] پس از چهارده روز بیماری[۲] و کسالت، رحلت فرمودند و در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک سپرده شد.
 لقد کان لکم فی رسول اللَّه اسوه حسنه لمن کان یرجوا اللَّه و الیوم الآخر و ذکر اللَّه کثیرا» (احزاب /۲۱)
 «مسلماً رسول خدا برای شما سرمشق نیکویی است، برای آن‏ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد می‏کنند.»
هم اکنون سال ۱۱هجری است، سکوت مرگباری مدینه النَّبی رافرا گرفته و وجود ملکوتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در بستر بیماری آرمیده است.
 رحمت لِلعالَمینی که ۲۳سال برای هدایت وارشاد مردم متحمل رنجها و مشقتهای فراوان گشته و بعدازماجرای حجه الوداع که به فرمان خداوند ولایت مولا امیرالؤمنین علی(علیه السلام) را اعلان ورسالت خودرابه اتمام رسانده بود.
پیامبر در بستر بیماری آرمیده است، باوجود بیماری خودگاه و بیگاه به مسجد می آمد و بامردم نمازمی گذارد. دریکی از روزها که حضرت علی(علیه السلام) و فضل بن عباس زیر بغلهای مبارک پیامبر را گرفته بودند تا به مسجد ببرند درحالیکه پاهای مبارکشان برروی زمین کشیده می شد به مسجد آمدند و بالای منبر رفته و فرمودند: ای گروه اصحاب چگونه پیغمبری بودم برای شما؟
 آیا خود به نفس نفیس جهاد نکردم درمیان شما؟ آیا دندان پیشین مرا نشکستند؟ آیا جبین مراخاک آلود نکردند؟ آیاخون برروی من جاری نکردند تا آنکه ریش من رنگین شد؟ ...
صحابه گفتند: بلی یارسول خدا به تحقیق که صبرکننده بودی برای رضای خداونهی کننده بودی برای خدا.
پیامبرفرمود: حق تعالی حکم کرده است وسوگند یادنموده است که نگذرد از هیچ ظالم وستمکاری. پس سوگند میدهم شما را به خدا که هر کس از جانب من به او ظلمی شده بگوید و قصاص کند که قصاص در دنیا نزد من محبوبتر است ازقصاص عقبی و درحضور گروه ملائکه وانبیاء.
 همه گریستند، شدت اندوه به حدی است که احدی دم نمی زند. ناگهان مردی از انتهای مجلس برخواست او کسی جز سواده بن قیس نبود.
گفت: ای رسول خدا، پدرومادرم به فدایت. هنگامی که ازطائف می آمدی من به استقبال توآمدم. درحالیکه برناقه خشمگین خودسواربودی، چوب دست خود را بالا بردی تا برمرکب خود بزنی ولی برشکم من فرودآمد.
در این هنگام پیامبر دستور داد: بلال برود همان چوب دست را بیاورد. لحظاتی بعد چوب دست پیامبر در دستان قیس بود و پیامبر آماده برای قصاص. نفسها در سینه حبس شده، همه مات ومبهوت قیس را می نگرند، خدایا او می خواهد چه کند؟ ناگهان آن مرد سینه و شکم پیامبر را بوسید و گفت: ای خدا من به سینه پیامبر برای ایمنی از آتش دوزخ پناه می برم.
 دراین هنگام پیامبر فرمود: خداوندا! تو عفو کن سواده بن قیس را همچنانکه او از پیامبر توگذشت. آری، بدینسان پیامبر به همه درس بزرگی را آموخت و به سختی و کشان کشان به منزل بازگشت. اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فراگرفته بود. یاران پیامبر با دیدگانی اشکبار و دلهایی آکنده از اندوه درخانه پیامبر گرد آمده بودند، گزارشهایی که ازداخل خانه به بیرون می رسید از وخامت حال آن حضرت حکایت می کرد. گروهی از یاران و علاقمندان به حضرت ختمی مرتبت، درصدد زیارت آن ماه دل آرا برآمدند اما وخامت حال حضرت اجازه دیدار را میسر نمی کرد. درتمام روزهائی که پیامبر در بستر بیماری بود فاطمه (سلام الله علیها) در کنار پیامبر نشسته و لحظه ای از ایشان دور نمی شد.
 ناگهان پیامبربه دخترخود اشاره کرد که جلو بیاید تا با او صحبت کند. فاطمه (سلام الله علیها) قدری خم شد و سر را نزدیک برد و آنگاه پیامبربا او به طور آهسته سخن گفت: وقتی که سخن پیامبر به پایان رسید، زهرا(سلام الله علیها) سخت گریست و سیلاب اشک ازدیدگان اوجاری گشت. پس از لحظاتی پیامبربار دیگر به حضرت زهرا اشاره کرد و آهسته با او سخن گفت، این بار زهرا (سلام الله علیها) با چهره ای باز و قیافه ای خندان و لبانی متبسّم سر برداشت.
این حالت حضرت زهرا (سلام الله علیها) تعجب و شگفت حاضران را برانگیخت. از ایشان علت را جویا شدند اما حضرت فرمود: تا پیامبر زنده اند راز ایشان را فاش نمی کنم.
اما پس از درگذشت پیامبر حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن راز را فاش نمود که پیامبر به رحمت خدا می رود و اولین کسی که به او ملحق می شود دخترش فاطمه است.
لحظات آخرین به سرعت سپری می شد، پیامبر چشمان مبارک را گاهی می بست و گاهی به سختی باز می کرد و بعد از مدت کوتاهی دوباره پلکهای مبارک را بر روی چشمان خود می کشید. عرق سردی بر جبین مبارک پیامبر نشسته است، دراین هنگام حالت احتضار در وجود مقدس پیامبر نمایان گشت و درحالیکه سر مبارکشان درآغوش حضرت علی (علیه السلام) بود، فرشته قابض ارواح ظاهر گشت و پس از عرض سلام و با کسب اجازه از رسول گرامی اسلام، روح ایشان را با خودبه ملکوت اعلی برد، پیامبر آرام آرام چشمان مبارک خود را بر روی هم گذاشتند و با قلبی اندوهگین از نافرمانی امت و نگران از آینده اهل بیتش از این دیار فانی رخت بر بست و به جوار حق تعالی شتافت.
 این ایام همچنین سالروز شهادت سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) در روز ۲۸ صفر است که در روزهای طوفانی صدر اسلام همچون بازویی پرتوان در کنار پدر بزرگوارش و نیز در دوران زمامداری کوتاه خودش از کیان اسلام و مسلمین دفاع کرد ولی نیرنگ منافقان و دشمنان اسلام که لباس دوستی دین و امارت مسلمین را به دروغ بر تن کرده بودند، از کاسه زهرآگین دشمن خانگی بیرون آمد و دومین شهید امامت به جهان اسلام تقدیم شد.
 در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه‌السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند.
تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت: « خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده!
رسول خدا فرمود: « زبان من عربی است و شبّر، عبری است.»
جبرئیل گفت: « شبّر در زبان عرب به معنای« حسن» است.»
به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت. تنها کنیه‌ی آن حضرت « ابو محمد» و مشهورترین القابش« سیّد» و «سبط» و «تقی» است.
پس از شهادت مظلومانه حضرت علی علیه السلام در بیست و یکم ماه رمضان سال چهلم هجرت امام حسن علیه السلام به مسجد آمد و خطابه ای ایراد کرد. پس از سخنرانی امام علیه السلام ، عبداللّه بن عباس از جا برخاست و گفت: «ای مردم این پسر پیامبر شماست با او بیعت کنید.» مردم نیز به ندای او پاسخ گفتند و با امام حسن علیه السلام بیعت کردند. امام نیز زمام امور حکومت را در دست گرفت و کارگزاران خود را انتخاب نمود. معاویه، با شنیدن این خبر، تلاش های منافقانه خود را آغاز کرد و با دروغ و شایع پراکنی، افکار عمومی را بر هم زد تا جایی که توانست یاران خاص امام را با رشوه بفریبد.امام وقتی بی وفایی و خیانت یاران خود را دیدند در صدد حفظ جان و مال مسلمان برآمده و به ناچار با معاویه صلح کردند. به این ترتیب حکومت امام حسن علیه السلام فقط شش ماه و چند روز به طول انجامید.
 تلاش موفق امام حسن برای به‌کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری نماید تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ی عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر آن حضرت به او خوراند.
حضرت پس از مدتی درد و رنج، در روز ۲۸ ماه صفر سال ۵۰ هجری به لقاء الله شتافت.
برادرش امام حسین علیه السلام، جنازه‌ی او را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر برد ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی‌امیه در بقیع به خاک سپرد.
 وصیت امام به برادرش امام حسین(ع)
 به یگانگی خدای یکتا گواهی میدهد و بر آستان روبیش, آنگونه که سزاست, سر بندگی می ساید. خدای یگانه را در فرمانروائیش شریک و انبازی نیست و هرگز از اهل خیانت یاوری نگرفته و هر چیزی را به اندازه آفریده است. او برای بندگی سزاوارترین و برای سپاسگویی شایسته ترین فرد می باشد. هر کس فرمانبر خدا باشد, راه درست را یافته است و هر کس او را نافرمانی کند به گمراهی افتاده و هر کس به سوی او باز گردد, از گمراهی رسته است.
ای حسین, من ترا درباره بازماندگان و فرزندان و خاندانم سفارش می کنم که اشتباهاتشان را با بزرگمنشی ببخشی و نیکوکارانشان را بپذیری و هم جانشین من و هم پدری مهربان برای آنان باشی.
مرا در کنار آرامگاه جدم رسول الله(ص) دفن نما, چرا که من سزاوارترین فرد برای دفن در کنار پیامبر خدا هستم. البته اگر از اینکار ترا بازداشتند, ترا به خدا و مقامی که در نزد او داری و پیوندی که با رسول الله(ص) داری سوگند می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازه گنجایش شیشه حجامت, خون ریخته شود, تا آنکه پیامبر خدا را ملاقات کنیم و او را نسبت به رفتاری که مردم با ما نمودند, با خبر سازیم.»
 
برگرفته از سایت حوزه


کد امنیتی را در کادر بنویسید    
کلیدواژه ها: "۲۸ صفر رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد " |

دفعات مشاهده: 60 بار   |   دفعات چاپ: 9 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر